به گزارش ایران نت، یکی از چالشهای کمتر دیدهشده در عصر جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی این است که وقتی یک مدل هوش مصنوعی اطلاعات کافی درباره یک شرکت یا برند در اختیار نداشته باشد، لزوماً سکوت نمیکند. در بسیاری از موارد، مدل بهجای اعلام ناآگاهی، از اطلاعات موجود درباره نزدیکترین رقیب، میانگین رایج در یک صنعت یا حتی نسخه قدیمیتر همان شرکت استفاده میکند و پاسخ را با لحنی کاملاً مطمئن ارائه میدهد.
این مسئله با خطای معمولی یا همان hallucination تفاوت مهمی دارد. در یک خطای تصادفی، مدل ممکن است عدد، نام، منبع یا واقعیتی را از خود تولید کند؛ اما در پدیدهای که میتوان آن را «جایگزینی برند» نامید، مشکل ساختاریتر است. مدل درباره یک شرکت اطلاعات کمی دارد و در مقابل، درباره یک شرکت مشابه اطلاعات فراوانی در اختیار دارد. نتیجه میتواند این باشد که ویژگیها، خدمات، قیمتها، محصولات یا حتی جایگاه بازار رقیب به برند شما نسبت داده شود.
مشکل مهمتر این است که این اتفاق با یک ممیزی معمولی محتوا الزاماً قابل شناسایی نیست. بررسی صفحات سایت، ساختار محتوا، تگها، اسکیما، لینکها و میزان پوشش موضوعی ممکن است کاملاً مطلوب به نظر برسد؛ درحالیکه یک مدل هوش مصنوعی بیرون از وبسایت شما، هنگام پاسخ به پرسش کاربران، تصویری متفاوت از برندتان ارائه میکند.
چرا هوش مصنوعی وقتی اطلاعات کافی ندارد، جای خالی را پر میکند؟
مدلهای زبانی بزرگ بر اساس حجم عظیمی از اطلاعات آموزش میبینند؛ اما همه شرکتها و موجودیتها به یک اندازه در این دادهها حضور ندارند. برندهای مشهور، شرکتهای بزرگ و سازمانهایی که دائماً درباره آنها مقاله، گزارش، مصاحبه، بررسی محصول و محتوای مستقل منتشر میشود، معمولاً ردپای اطلاعاتی بسیار پررنگتری دارند.
در مقابل، ممکن است یک شرکت متوسط، تولیدکننده منطقهای یا ارائهدهنده خدمات تخصصی با وجود داشتن وبسایتی کامل، در فضای عمومی وب حضور بسیار محدودی داشته باشد. در چنین شرایطی، مدل اطلاعات کافی برای ساختن تصویری دقیق از آن شرکت ندارد.
اینجاست که احتمال جایگزینی افزایش پیدا میکند. اگر مدل درباره یک صنعت اطلاعات فراوانی داشته باشد اما درباره شرکت خاص مورد پرسش اطلاعات کمی داشته باشد، ممکن است ویژگیهای عمومی صنعت یا اطلاعات یک رقیب شناختهشده را به آن شرکت نسبت دهد.
این رفتار را نباید صرفاً نتیجه ضعف یک مدل خاص دانست. مسئله به نحوه توزیع اطلاعات در دادههای آموزشی و همچنین میزان دسترسی به منابع مربوط میشود. هرچه یک موجودیت کمتر در منابع معتبر و مستقل توصیف شده باشد، احتمال شکلگیری تصویری ناقص از آن بیشتر خواهد بود.
جایگزینی برند با hallucination معمولی چه تفاوتی دارد؟
در صنعت هوش مصنوعی، واژه hallucination برای توصیف پاسخهای ساختگی مدلها بسیار رایج شده است. مدل ممکن است یک مقاله غیرواقعی، آمار نادرست، نقلقول جعلی یا حتی یک پرونده حقوقی ساختگی ایجاد کند. مدلهای جدیدتر در بسیاری از سناریوها عملکرد بهتری در کاهش این نوع خطاها دارند.
اما جایگزینی برند مسیر متفاوتی دارد. در اینجا مدل الزاماً چیزی کاملاً بیارتباط با واقعیت تولید نمیکند. برعکس، ممکن است اطلاعاتی ارائه کند که تکتک آنها درباره یک شرکت واقعی و حتی یک رقیب مستقیم درست باشند؛ مشکل این است که آن اطلاعات به شرکت اشتباهی نسبت داده شدهاند.
فرض کنید یک شرکت نرمافزاری قابلیت خاصی ندارد، اما رقیب بزرگ آن دقیقاً همان قابلیت را ارائه میکند. اگر مدل اطلاعات کافی درباره شرکت اول نداشته باشد، ممکن است هنگام پاسخگویی، ویژگی رقیب را به شرکت اول نسبت دهد. پاسخ از نظر زبانی بسیار منطقی به نظر میرسد و حتی ممکن است از نظر صنعت نیز کاملاً قابل قبول باشد؛ اما درباره برند موردنظر اشتباه است.
به همین دلیل، کاهش نرخ hallucination در مدلهای جدید الزاماً به معنای حل این مشکل نیست. مدل ممکن است کمتر اطلاعات را از خود بسازد، اما همچنان هنگام مواجهه با موجودیتی کماطلاع، به سراغ نزدیکترین موجودیت پرمعلومات برود.
چهار شکل اصلی جایگزینی اطلاعات برند
جایگزینی اطلاعات درباره شرکتها میتواند در شکلهای مختلفی اتفاق بیفتد. شناخت این الگوها به تیمهای بازاریابی و سئو کمک میکند راحتتر متوجه شوند که مدل دقیقاً در کدام بخش تصویر برند دچار مشکل شده است.
۱. نسبت دادن ویژگیهای رقیب به شرکت شما
در این حالت، مدل نزدیکترین رقیب مستندشده را پیدا میکند و ویژگیهای آن را به برند شما نسبت میدهد. برای مثال، مدل ممکن است ساختار قیمتگذاری، مدت زمان اجرای پروژه، خدمات پس از فروش یا قابلیت یک محصول را بر اساس اطلاعات رقیب توضیح دهد.
این نوع خطا خطرناک است، زیرا پاسخ معمولاً کاملاً طبیعی به نظر میرسد. هیچ علامت هشدار واضحی وجود ندارد که نشان دهد اطلاعات شرکت دیگری وارد پاسخ شده است.
۲. ارائه اطلاعات قدیمی بهعنوان اطلاعات فعلی
دومین شکل، قدیمی بودن اطلاعات است. ممکن است مدل در گذشته درباره شرکت شما اطلاعاتی معتبر دریافت کرده باشد، اما آن اطلاعات دیگر بهروز نباشند. محصولی که متوقف شده، مدیرعاملی که شرکت را ترک کرده، بازاری که از آن خارج شدهاید یا شعار تجاری قدیمی ممکن است همچنان در پاسخ مدل ظاهر شود.
یکی از مشکلات حافظه پارامتریک مدلهای هوش مصنوعی این است که اطلاعات ذخیرهشده در آنها الزاماً تاریخ انقضا ندارد. بنابراین مدل ممکن است واقعیتی را که زمانی درست بوده، در زمان حال بیان کند.
۳. تبدیل شواهد کم به ظاهری شبیه اجماع
گاهی اوقات درباره یک شرکت تنها چند منبع مستقل وجود دارد، اما درباره رقیب آن دهها یا صدها منبع منتشر شده است. مدل معمولاً در پاسخ نهایی میزان شواهدی را که پشت یک ادعا قرار دارد نمایش نمیدهد.
در نتیجه، ادعایی که صرفاً در یک مقاله یا نوشته محدود مطرح شده، میتواند در پاسخ مدل با همان اعتمادبهنفسی ظاهر شود که یک واقعیت بارها توسط منابع مستقل تأییدشده ارائه میشود.
۴. چسباندن دانش عمومی صنعت به یک شرکت خاص
این نوع جایگزینی شاید از همه دشوارتر باشد. مدل ممکن است درباره یک صنعت دانش زیادی داشته باشد اما درباره شرکت شما اطلاعات اندکی در اختیار داشته باشد. بنابراین پرسش مربوط به شرکت را با دانش عمومی صنعت پاسخ میدهد و نام برند شما را به آن اطلاعات متصل میکند.
برای نمونه، اگر کاربر درباره خدمات یک شرکت فعال در حوزه امنیت سایبری سؤال کند، مدل ممکن است قابلیتهایی را معرفی کند که در این صنعت رایج هستند، اما شرکت موردنظر واقعاً آنها را ارائه نمیدهد. از آنجا که اطلاعات ارائهشده درباره صنعت درست هستند، تشخیص اشتباه برای کاربر عادی دشوار خواهد بود.
چرا ممیزی محتوا این مشکل را پیدا نمیکند؟
ممیزی محتوا معمولاً آنچه را که در اختیار شماست بررسی میکند: صفحات سایت، کیفیت متن، ساختار لینکها، پوشش کلمات کلیدی، بهروزبودن محتوا، دادههای ساختاریافته و سایر عوامل مرتبط با سایت.
اما در جایگزینی برند، مسئله الزاماً در محتوای شما نیست. اطلاعاتی که میتوانند تصویر درست برند را در ذهن یک مدل ایجاد کنند، ممکن است سالها توسط رسانهها، مشتریان، تحلیلگران، شرکای تجاری و سایر منابع مستقل تولید شوند.
به همین دلیل، ممکن است یک شرکت تمام صفحات سایت خود را بهینه کرده باشد، محتوای باکیفیت منتشر کند و حتی از نظر فنی هیچ مشکل جدی نداشته باشد؛ اما مدل همچنان اطلاعات ناقص یا اشتباهی درباره آن ارائه کند.
این موضوع یک تفاوت مهم میان سئو سنتی و بهینهسازی برای جستجوی هوش مصنوعی ایجاد میکند. در سئوی سنتی، بخش زیادی از تمرکز روی داراییهایی است که مالک آنها هستید. در جستجوی هوش مصنوعی، تصویر برند در مجموعهای بسیار گستردهتر از منابع شکل میگیرد.
آیا انتشار محتوای بیشتر مشکل را حل میکند؟
اولین واکنش بسیاری از تیمهای بازاریابی به چنین مشکلی این است که محتوای بیشتری تولید کنند. این کار در برخی موارد مفید است، اما بهتنهایی تضمین نمیکند که جایگزینی برند برطرف شود.
اگر تمام محتوای جدید فقط در وبسایت خود شرکت منتشر شود، دامنه منابعی که مدل میتواند برای شناخت برند به آنها تکیه کند، چندان افزایش پیدا نمیکند. برای ایجاد تصویر قویتر، حضور برند در منابع مستقل نیز اهمیت پیدا میکند.
رسانههای تخصصی، بررسیهای مستقل، مصاحبهها، مطالعات موردی، گزارشهای صنعتی، فهرستهای معتبر شرکتها و محتوای منتشرشده توسط مشتریان میتوانند به ساخت تصویری دقیقتر کمک کنند.
البته هدف نباید تولید مصنوعی انبوه محتوا برای فریب مدلها باشد. مسئله اصلی ایجاد یک ردپای واقعی، قابل بررسی و منسجم از شرکت در اکوسیستم اطلاعاتی وب است.
چگونه متوجه شویم هوش مصنوعی درباره برند ما اشتباه میکند؟
راه شناسایی این مشکل، بررسی خروجی مدلهاست؛ نه صرفاً بررسی ورودیهایی که خودتان تولید کردهاید. باید ببینید مدلها در شرایط مختلف درباره شرکت شما چه میگویند و این اطلاعات تا چه اندازه قابل ردیابی هستند.
یکی از مهمترین نشانهها، ادعایی درباره شرکت است که هیچ منبع معتبر و قابل ردیابی برای آن پیدا نمیکنید. اگر مدل قابلیت خاصی را برای محصول شما توضیح میدهد، اما هیچ صفحهای از سایت، سند رسمی، گزارش مستقل یا منبع معتبر دیگری آن را تأیید نمیکند، باید آن پاسخ را بررسی کنید.
همین موضوع درباره قیمت، زمانبندی پروژه، بازار هدف، محصولات، مدیران، مزیتهای رقابتی و مقایسه با سایر شرکتها نیز صدق میکند.
پرسش مستقیم درباره شرکت کافی نیست
یکی از روشهای ضعیف برای ارزیابی شناخت یک مدل از برند، این است که صرفاً نام شرکت را وارد کنید و بپرسید «درباره این شرکت چه میدانی؟». نام برند در خود پرسش مانند یک سرنخ اطلاعاتی عمل میکند و ممکن است مدل را مستقیماً به منابع محدودی که درباره شرکت وجود دارد هدایت کند.
آزمونهای ارزشمندتر زمانی شکل میگیرند که نام شرکت در پرسش اولیه وجود نداشته باشد. برای مثال، میتوان پرسید بهترین شرکتها برای یک نیاز خاص کداماند، کدام ارائهدهندگان یک قابلیت مشخص را دارند یا دو رقیب شناختهشده را با یکدیگر مقایسه کرد.
سپس باید بررسی کرد که آیا برند شما در پاسخ ظاهر میشود و اگر ظاهر شد، مدل چه ویژگیهایی را به آن نسبت میدهد. این آزمایش میتواند نشان دهد مدل در چه شرایطی شرکت شما را وارد پاسخ میکند و برای توصیف آن از چه اطلاعاتی استفاده میکند.
پرسشهای واقعی مشتریان را آزمایش کنید
یکی از بهترین روشها برای ارزیابی دیدهشدن برند در جستجوی هوش مصنوعی، استفاده از پرسشهایی است که مشتریان واقعی احتمالاً مطرح میکنند. این پرسشها باید فراتر از جستوجوی مستقیم نام شرکت باشند.
پرسشهایی مانند «بهترین شرکت برای این کار کدام است؟»، «کدام برند برای کسبوکارهای متوسط مناسبتر است؟»، «این دو شرکت چه تفاوتی دارند؟» یا «کدام ارائهدهنده چنین قابلیتی دارد؟» میتوانند اطلاعات بیشتری درباره جایگاه برند در پاسخهای هوش مصنوعی ارائه دهند.
اجرای این آزمایش در چند نوبت نیز اهمیت دارد؛ زیرا خروجی مدلها میتواند در طول زمان تغییر کند. بنابراین یک آزمایش منفرد تصویر کاملی از وضعیت برند ارائه نمیدهد.
نقشهای از شکاف اطلاعاتی برند بسازید
بهتر است نتایج این بررسیها صرفاً به فهرستی از خطاها تبدیل نشوند. هر پاسخ اشتباه یا ناقص میتواند نشانه یک شکاف اطلاعاتی باشد.
برای مثال، اگر مدل درباره محصول شما اطلاعات قدیمی ارائه میدهد، مشکل میتواند کمبود منابع بهروز و مستقل باشد. اگر ویژگیهای رقیب را به شما نسبت میدهد، ممکن است مرزبندی میان دو برند در منابع عمومی بهاندازه کافی روشن نباشد. اگر قابلیتهای عمومی صنعت را به شرکت شما نسبت میدهد، احتمالاً اطلاعات اختصاصی درباره محصولات و خدمات شما کم است.
این رویکرد باعث میشود تیم بازاریابی بهجای تولید محتوای بیشتر بهصورت کورکورانه، دقیقاً بداند کدام بخش از تصویر برند نیاز به تقویت دارد.
این مسئله چه تأثیری بر تصمیم مشتری دارد؟
خطر اصلی جایگزینی برند زمانی آشکار میشود که پاسخ هوش مصنوعی صرفاً برای سرگرمی یا کنجکاوی استفاده نشود. کاربران increasingly از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحقیق درباره محصولات، مقایسه شرکتها، انتخاب ارائهدهندگان خدمات و حتی تصمیمهای خرید استفاده میکنند.
اگر مدل قابلیت رقیب را به شرکت شما نسبت دهد، ممکن است مشتری تصور کند محصول شما امکاناتی دارد که در واقع ندارد. برعکس، اگر مزیت واقعی شما به رقیب نسبت داده شود، احتمال دارد کاربر بدون مراجعه مستقیم به سایت شما، گزینه دیگری را انتخاب کند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط یک خطای اطلاعاتی نیست؛ بلکه میتواند به یک مشکل بازاریابی، فروش و اعتبار برند تبدیل شود. تصمیم مشتری بر اساس تصویری شکل میگیرد که شما الزاماً کنترل مستقیمی روی آن ندارید.
آینده سئو؛ از ممیزی محتوا تا ممیزی خروجی هوش مصنوعی
گسترش ابزارهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی نشان میدهد که ارزیابی حضور دیجیتال برندها باید گستردهتر شود. ممیزی فنی سایت، بررسی محتوا و تحلیل رتبههای سنتی همچنان اهمیت دارند، اما دیگر برای درک کامل تصویر برند کافی نیستند.
شرکتها باید علاوه بر بررسی داراییهای خود، به این سؤال نیز پاسخ دهند که مدلهای هوش مصنوعی چگونه آنها را توصیف میکنند. آیا اطلاعات ارائهشده بهروز است؟ آیا ویژگیهای درست به برند نسبت داده میشود؟ آیا مدل شرکت را با رقبای آن اشتباه میگیرد؟ آیا منابع قابل ردیابی پشت ادعاهای مهم وجود دارد؟
این تغییر دیدگاه، سئو را از یک فعالیت صرفاً مبتنی بر صفحات وب به یک فرآیند گستردهتر برای مدیریت حضور اطلاعاتی برند تبدیل میکند.
جمعبندی
وقتی هوش مصنوعی اطلاعات کافی درباره یک شرکت ندارد، همیشه به این معنا نیست که به کاربر میگوید «اطلاعات کافی ندارم». یکی از خطرناکترین سناریوها این است که مدل جای خالی را با اطلاعات یک رقیب، دانش عمومی صنعت یا اطلاعات قدیمی پر کند و آن را با اطمینان به کاربر ارائه دهد.
این مشکل با یک ممیزی معمولی سایت بهسادگی کشف نمیشود، زیرا منشأ آن خارج از داراییهای شرکت قرار دارد. برای همین، برندها باید خروجی مدلهای هوش مصنوعی را نیز مانند یک سطح جدید از حضور دیجیتال خود بررسی کنند.
تمرکز بر پرسشهای واقعی مشتریان، آزمایش سناریوهای مقایسهای، بررسی ادعاهای غیرقابل ردیابی و شناسایی شکافهای اطلاعاتی میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت برند ارائه دهد. هدف نهایی نیز فقط انتشار محتوای بیشتر نیست؛ بلکه باید کاری کرد که منابع مستقل و معتبر، شرکت را با ویژگیهای واقعی، بهروز و قابل اثبات توصیف کنند.
در دنیایی که بخشی از کاربران پیش از ورود به وبسایت یک شرکت، پاسخ خود را از هوش مصنوعی دریافت میکنند، اینکه مدل درباره برند شما چه میداند و چگونه آن را توصیف میکند، بهاندازه محتوای خود سایت اهمیت پیدا کرده است.
برای اطلاعات بیشتر به ایران نت مراجعه کنید.
“`