هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین ابزارهای محیطهای کاری مدرن است. از تولید محتوا و برنامهنویسی گرفته تا تحلیل داده، مدیریت پروژه و خدمات مشتری، ابزارهای مبتنی بر AI بهرهوری کارکنان را افزایش دادهاند. اما همزمان با گسترش استفاده از این فناوری، چالش تازهای در سازمانها شکل گرفته است؛ آیا استفاده از هوش مصنوعی میتواند اعتبار حرفهای کارکنان را کاهش دهد و حتی بر ترفیع یا افزایش حقوق آنها تأثیر منفی بگذارد؟
به گزارش ایران نت، بررسیهای جدید نشان میدهد برخی کارکنان پس از استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی با ارزیابیهای ضعیفتر، کاهش شانس ارتقای شغلی و حتی نادیده گرفته شدن نقش واقعی خود در پروژهها مواجه شدهاند. دلیل این موضوع آن است که برخی مدیران تصور میکنند بخش عمده موفقیت پروژهها حاصل عملکرد هوش مصنوعی بوده و سهم نیروی انسانی کمتر از واقعیت است.
این پدیده که برخی پژوهشگران از آن با عنوان «جریمه هوش مصنوعی» یاد میکنند، میتواند به یکی از مهمترین چالشهای مدیریت منابع انسانی در سالهای آینده تبدیل شود؛ زیرا اگر کارکنان احساس کنند استفاده از AI به جای کمک، به ضرر آنها تمام میشود، ممکن است از بهکارگیری این فناوری یا اعلام استفاده از آن خودداری کنند.
وقتی موفقیت کارکنان به نام هوش مصنوعی ثبت میشود
یکی از نمونههای مطرحشده در این گزارش مربوط به یکی از کارکنان حوزه سلامت در نیویورک است که با نام مستعار «آبری» معرفی شده است.
او میگوید بیش از یک سال روی یک پروژه مهم کار کرده بود، اما مدیرش از او خواست هنگام ارائه پروژه به مدیران ارشد، نقش چتبات Claude را بسیار پررنگتر از واقعیت نشان دهد.
به گفته این کارمند، اگرچه هوش مصنوعی تنها در بخش محدودی از پروژه مورد استفاده قرار گرفته بود، اما مدیر پروژه تلاش کرد این تصور را ایجاد کند که ایده اصلی و بخش عمده اجرای پروژه تنها در چند دقیقه و با کمک هوش مصنوعی انجام شده است.
چند هفته بعد، این کارمند در ارزیابی سالانه خود امتیازی پایینتر از انتظار دریافت کرد؛ موضوعی که او آن را به کاهش ارزش نقش انسانی خود در نگاه مدیران نسبت میدهد.
نمونهای مشابه در صنعت نرمافزار
نمونه دیگری نیز مربوط به یک توسعهدهنده نرمافزار در هند است. این برنامهنویس برای شفافیت بیشتر، استفاده از دستیارهای کدنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی را در پروژههای خود اعلام کرده بود.
اما نتیجه برخلاف انتظار او بود. مدیران ارشد سازمان تصور کردند بخش عمده کیفیت و سرعت انجام پروژهها ناشی از عملکرد هوش مصنوعی بوده و سهم واقعی این توسعهدهنده کمتر از آن چیزی است که در عمل انجام داده است. در نتیجه، شانس او برای ارتقای شغلی کاهش یافت.
پژوهشها از پدیده «جریمه هوش مصنوعی» خبر میدهند
بررسیهای علمی نیز این نگرانی را تا حد زیادی تأیید میکنند. «کریستوف ریدل»، استاد مدیریت اطلاعات در دانشگاه نورثایسترن، در فراتحلیلی که نتایج ۱۳ مطالعه درباره محیطهای کاری مختلف را بررسی کرده، به این نتیجه رسیده است که مدیران پس از اطلاع از استفاده کارکنان از هوش مصنوعی، معمولاً میزان مشارکت انسانی آنها را کمتر از واقعیت ارزیابی میکنند.
به عبارت دیگر، زمانی که مدیران بدانند در یک پروژه از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده شده است، ممکن است ناخودآگاه تصور کنند بخش بزرگی از کار توسط فناوری انجام شده و نقش فرد کاهش یافته است؛ حتی اگر تصمیمگیری، طراحی، کنترل کیفیت و مسئولیت نهایی بر عهده همان کارمند بوده باشد.
چرا چنین برداشتی ایجاد میشود؟
کارشناسان معتقدند بسیاری از مدیران هنوز شناخت دقیقی از نحوه عملکرد ابزارهای هوش مصنوعی ندارند. این ابزارها معمولاً نقش دستیار را ایفا میکنند و خروجی نهایی بدون بازبینی، اصلاح و تصمیمگیری انسانی ارزش چندانی ندارد.
با این حال، در برخی سازمانها تصور میشود هر پروژهای که با کمک هوش مصنوعی انجام شده، به تلاش انسانی کمتری نیاز داشته است. همین برداشت میتواند بر ارزیابی عملکرد، پرداخت پاداش و تصمیمهای مربوط به ارتقای شغلی تأثیر بگذارد.
شرکتها چگونه میزان استفاده از هوش مصنوعی را بررسی میکنند؟
بسیاری از سازمانها برای سنجش میزان استفاده کارکنان از ابزارهای هوش مصنوعی، شاخصهایی مانند تعداد «توکن»های مصرفشده یا میزان تعامل با چتباتها را بررسی میکنند.
اما این روش محدودیتهای زیادی دارد؛ زیرا تنها نشان میدهد یک کارمند چه میزان از ابزارهای AI استفاده کرده است و مشخص نمیکند سهم واقعی هوش مصنوعی در تولید نتیجه نهایی چه اندازه بوده است.
برای مثال، ممکن است یک کارمند صدها بار از یک چتبات سؤال بپرسد اما تمام خروجیها را بازنویسی و اصلاح کند، در حالی که فرد دیگری تنها با چند درخواست ساده، بخش بزرگی از یک پروژه را تولید کند. بنابراین، تعداد تعاملات معیار دقیقی برای سنجش مشارکت هوش مصنوعی نیست.
چرا آمازون سیستم رتبهبندی استفاده از AI را حذف کرد؟
بر اساس گزارشها، آمازون بهتازگی جدول رتبهبندی داخلی مربوط به میزان استفاده کارکنان از ابزارهای هوش مصنوعی را کنار گذاشته است.
دلیل این تصمیم آن بود که برخی کارکنان صرفاً برای افزایش آمار استفاده از AI، تعاملات غیرضروری با چتباتها انجام میدادند؛ موضوعی که نهتنها بهرهوری را افزایش نمیداد، بلکه باعث ایجاد شاخصهای گمراهکننده در ارزیابی عملکرد میشد.
ابزارهای جدید برای مشخص کردن سهم انسان و هوش مصنوعی
برای حل این مشکل، برخی شرکتها و پژوهشگران در حال توسعه ابزارهایی هستند که بتوانند سهم واقعی انسان و هوش مصنوعی را در تولید یک پروژه مشخص کنند.
از جمله این راهکارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- علامتگذاری بخشهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در پروژههای برنامهنویسی
- ثبت میزان بازبینی، ویرایش و اصلاح انجامشده توسط نیروی انسانی
- ارزیابی جداگانه نقش AI و تصمیمگیریهای انسانی در پروژهها
- استفاده از ابزارهای تحلیلی برای تعیین میزان مشارکت هر بخش در خروجی نهایی
این فناوریها میتوانند به مدیران کمک کنند تصویر دقیقتری از میزان مشارکت واقعی کارکنان به دست آورند.
ارزش واقعی کارکنان چگونه باید سنجیده شود؟
بسیاری از متخصصان مدیریت منابع انسانی معتقدند ارزیابی کارکنان نباید صرفاً بر اساس ابزارهایی باشد که در انجام وظایف خود استفاده میکنند.
آنچه اهمیت دارد، توانایی حل مسئله، خلاقیت، تصمیمگیری، مسئولیتپذیری، مدیریت ریسک، همکاری تیمی و کیفیت نتیجه نهایی است. هوش مصنوعی تنها یکی از ابزارهایی است که میتواند انجام بخشی از کارها را تسهیل کند، اما همچنان مسئولیت نهایی پروژه بر عهده انسان باقی میماند.
آینده بازار کار در عصر هوش مصنوعی
کارشناسان هشدار میدهند اگر سازمانها نتوانند میان بهرهگیری از فناوری و حفظ ارزش نیروی انسانی تعادل ایجاد کنند، ممکن است کارکنان استفاده از هوش مصنوعی را از مدیران پنهان کنند یا حتی از ترس کاهش اعتبار حرفهای خود، از بهکارگیری این ابزارها صرفنظر کنند.
چنین وضعیتی نهتنها مانع توسعه فناوری در سازمانها خواهد شد، بلکه فرصتهای افزایش بهرهوری را نیز از بین میبرد.
جمعبندی
گسترش هوش مصنوعی فرصتهای بزرگی برای افزایش بهرهوری و نوآوری در محیطهای کاری ایجاد کرده است، اما همزمان چالشهای تازهای نیز در زمینه ارزیابی عملکرد کارکنان به وجود آورده است. اگر مدیران نتوانند سهم واقعی نیروی انسانی را از نقش ابزارهای هوشمند تفکیک کنند، احتمال کاهش انگیزه کارکنان و شکلگیری پدیده «جریمه هوش مصنوعی» افزایش خواهد یافت.
به گزارش ایران نت، کارشناسان تأکید میکنند موفقیت سازمانها در عصر هوش مصنوعی به ایجاد نظامهای ارزیابی منصفانه وابسته است؛ نظامهایی که ضمن تشویق استفاده از فناوریهای نوین، خلاقیت، تخصص، مسئولیتپذیری و نقش تعیینکننده انسان در خلق ارزش را نیز به رسمیت بشناسند.