به گزارش ایران نت، شرکت ریپلیت (Replit)، پلتفرم توسعه نرمافزار مبتنی بر هوش مصنوعی که میان توسعهدهندگان و بنیانگذاران استارتاپها محبوبیت زیادی پیدا کرده است، با اعلام تازه مدیرعامل خود وارد کانون توجه صنعت هوش مصنوعی شده است. امجد مسعد، مدیرعامل و همبنیانگذار این شرکت، اعلام کرد که ریپلیت دیگر با شرکت آنتروپیک (Anthropic) همکاری نمیکند. او هزینه، عملکرد مدلهای هوش مصنوعی و ملاحظات مربوط به همکاری تجاری را از دلایل این تصمیم عنوان کرد؛ با این حال، اظهارات او با اطلاعاتی که برخی افراد آگاه از همکاری دو شرکت ارائه کردهاند، همخوانی ندارد و وضعیت دقیق این رابطه همچنان نیازمند شفافسازی است.
این خبر در شرایطی منتشر شده که رقابت میان شرکتهای سازنده مدلهای هوش مصنوعی برای جذب مشتریان سازمانی و توسعهدهندگان نرمافزار شدت گرفته است. پلتفرمهایی مانند Replit به مدلهای هوش مصنوعی برای تولید کد، ساخت اپلیکیشن و کمک به کاربران در فرایند توسعه نرمافزار وابستهاند. بنابراین، انتخاب تأمینکننده مدل میتواند بر هزینههای عملیاتی، کیفیت محصول و تجربه کاربران تأثیر مستقیم بگذارد.
اظهارات مدیرعامل ریپلیت درباره پایان همکاری با آنتروپیک
امجد مسعد روز پنجشنبه، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، هنگام حضور در رویداد فناوری TechCrunch Disrupt در سانفرانسیسکو درباره رابطه ریپلیت با آنتروپیک صحبت کرد. او گفت این شرکت دیگر با آنتروپیک همکاری نمیکند و تصمیم موردنظر بر اساس چند عامل مختلف اتخاذ شده است.
به گفته مسعد، هزینه استفاده از مدلها، کیفیت عملکرد آنها و شرایط همکاری تجاری در این تصمیم نقش داشتهاند. او همچنین اظهار کرد که از نظرش ChatGPT اکنون عملکرد بهتری دارد. این اظهارنظر نشان میدهد که ریپلیت برای انتخاب فناوری مورد استفاده در پلتفرم خود، علاوه بر تواناییهای فنی مدلها، هزینه و کیفیت رابطه تجاری با ارائهدهندگان را نیز در نظر میگیرد.
مسعد توضیح داد که شرکتش از یک معیارسنجی داخلی برای ارزیابی شاخصهایی مانند عملکرد مدلها استفاده میکند. به گفته او، ریپلیت همچنین یک معیارسنجی عمومی منتشر میکند و نتایج آن، در ارزیابی ساخت اپلیکیشنهای مبتنی بر رویکرد موسوم به وایبکدینگ، به نفع مدلهای ChatGPT بوده است. منظور از وایبکدینگ، روشی برای توسعه نرمافزار است که در آن کاربر با توصیف خواستههای خود به زبان طبیعی و کمک گرفتن از هوش مصنوعی، برنامه یا اپلیکیشن میسازد.
با این حال، ارزیابی عملکرد مدلها به نوع وظیفه، روش آزمایش و معیارهای انتخابشده وابسته است. برتری یک مدل در ساخت یک نوع اپلیکیشن لزوماً به معنای عملکرد بهتر آن در تمام وظایف برنامهنویسی نیست. از این رو، اظهارات مدیرعامل ریپلیت را باید در چارچوب معیارهای مورد استفاده این شرکت و نه بهعنوان نتیجهای قطعی درباره برتری همیشگی یک مدل بر تمام رقبا بررسی کرد.
نقش همکاری با OpenAI در تغییر مسیر ریپلیت
ریپلیت در ماه اوت ۲۰۲۶ از همکاری با شرکت OpenAI خبر داده بود. با این حال، اعلام آن همکاری بهخودیخود به معنای پایان رابطه با آنتروپیک نبود و پیش از اظهارات اخیر مسعد نیز نشانه روشنی از قطع همکاری دو شرکت منتشر نشده بود.
ریپلیت یک پلتفرم ابری برای توسعه و انتشار نرمافزار است که کاربران میتوانند از طریق مرورگر به آن دسترسی پیدا کنند. این سرویس به افراد اجازه میدهد کد بنویسند، از ابزارهای هوش مصنوعی برای ساخت برنامه کمک بگیرند و محصولات خود را در همان محیط توسعه دهند و منتشر کنند. چنین ساختاری باعث میشود کیفیت مدلهای زبانی و توانایی آنها در درک دستورهای کاربران، تولید کد و اصلاح خطاها اهمیت زیادی داشته باشد.
این پلتفرم پیشتر از مدلهای Claude متعلق به آنتروپیک برای اجرای بخشی از قابلیتهای خود استفاده میکرد. همکاری دو شرکت همچنین با رشد قابل توجه درآمد ریپلیت مرتبط دانسته شده بود. به همین دلیل، هرگونه تغییر واقعی در این رابطه میتواند از نظر راهبرد تجاری، انتخاب مدلهای زیربنایی و برنامه توسعه محصول اهمیت داشته باشد.
در عین حال، همکاری با یک ارائهدهنده مدل هوش مصنوعی لزوماً به این معنا نیست که تمام قابلیتهای یک پلتفرم فقط بر همان فناوری متکی هستند. شرکتهای توسعه نرمافزار میتوانند از چند مدل مختلف استفاده کنند و بر اساس نوع وظیفه، هزینه یا کیفیت مورد انتظار، گزینه مناسب را انتخاب کنند. به همین علت، برای مشخص شدن ابعاد تغییر احتمالی در همکاری ریپلیت و آنتروپیک، باید جزئیات رسمی بیشتری درباره مدلهای مورد استفاده و نحوه ارائه خدمات منتشر شود.
تناقض در گزارشها؛ آیا همکاری واقعاً پایان یافته است؟
با وجود اظهارات مدیرعامل ریپلیت، برخی افراد آگاه از رابطه تجاری دو شرکت این ادعا را رد کردهاند. یکی از افرادی که از این همکاری اطلاع داشته و نخواسته نامش فاش شود، گفته است که همکاری ریپلیت و آنتروپیک همچنان برقرار بوده است. این اختلاف میان اظهارات رسمی مدیرعامل و اطلاعات ارائهشده از سوی منابع مطلع، وضعیت رابطه دو شرکت را مبهم کرده است.
شواهد موجود در وبسایت ریپلیت، مطالب وبلاگ این شرکت و برخی پستهای شبکههای اجتماعی نیز نشان میدادند که محصولات آنتروپیک تا چند هفته پیش همچنان در محیط ریپلیت استفاده میشدند. برای نمونه، مطلبی که در اواخر سپتامبر منتشر شده بود، به مدلهای Claude Fable 5 و Claude Fable 5.1 بهعنوان مدلهای فعال در محیط عملیاتی Replit Agent اشاره داشت.
در همان بازه زمانی، یکی از کارکنان بخش محصول ریپلیت نیز در شبکه اجتماعی ایکس درباره استفاده از مدل پیشرفته Opus 5.5 آنتروپیک صحبت کرده و قابلیتهای آن را مورد توجه قرار داده بود. وجود چنین شواهدی پرسشهایی را درباره زمان دقیق پایان همکاری احتمالی یا دامنه تغییرات ایجاد میکند.
البته استفاده از یک مدل در مقطعی مشخص بهتنهایی ثابت نمیکند که قرارداد تجاری در زمان اظهارات مدیرعامل همچنان فعال بوده است. ممکن است تغییرات قراردادی، فنی یا عملیاتی بهتدریج انجام شوند؛ همچنین احتمال دارد استفاده از برخی مدلها پس از تغییر رابطه تجاری برای مدتی ادامه یابد. بدون توضیحات تکمیلی شرکتها، نمیتوان از این شواهد نتیجه گرفت که کدام روایت بهطور کامل وضعیت فعلی را توضیح میدهد.
در گزارش اولیه اعلام شده بود که برای دریافت توضیح بیشتر با ریپلیت تماس گرفته شده و در صورت دریافت پاسخ، اطلاعات تکمیلی به خبر افزوده خواهد شد. بنابراین، تا زمان انتشار توضیحات روشنتر، بهتر است ادعای پایان همکاری را در کنار گزارشهای متناقض موجود بررسی کرد.
رشد درآمد سازمانی ریپلیت و گسترش بازار B2B
مسعد در رویداد فناوری علاوه بر موضوع آنتروپیک، اطلاعاتی درباره تغییر ترکیب درآمد ریپلیت نیز ارائه کرد. او گفت که سهم قراردادهای سازمانی از درآمد شرکت افزایش یافته است؛ تغییری که میتواند نشانه حرکت پلتفرم از تمرکز صرف بر کاربران فردی به سمت مشتریان تجاری بزرگتر باشد.
به گفته مدیرعامل ریپلیت، قراردادهای سازمانی در سال گذشته حدود ۲ درصد از درآمد شرکت را تشکیل میدادند، اما این سهم در سال جاری به حدود ۱۵ درصد رسیده است. او همچنین اعلام کرد که بیش از ۵۰ درصد درآمد ریپلیت از کسبوکارهای سازمانی و تجاری در قالب بازار B2B حاصل میشود.
B2B مخفف عبارت Business-to-Business است و به مدل تجاریای اشاره دارد که در آن شرکتها محصولات یا خدمات خود را به شرکتهای دیگر عرضه میکنند. در مورد ریپلیت، این بازار میتواند شامل سازمانهایی باشد که برای توسعه نرمافزار، نمونهسازی سریع محصولات، خودکارسازی برخی فرایندها یا کمک به تیمهای فنی از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند.
افزایش سهم درآمد سازمانی از چند جهت اهمیت دارد. مشتریان سازمانی ممکن است به امکانات مدیریتی، کنترل دسترسی، امنیت دادهها، مدیریت هزینه و پشتیبانی فنی بیشتری نیاز داشته باشند. تأمین این نیازها میتواند به ایجاد قراردادهای بزرگتر و درآمدهای تکرارشونده کمک کند؛ هرچند فروش سازمانی معمولاً با فرایندهای طولانیتر مذاکره، ارزیابی امنیتی و خرید همراه است.
مسعد اعلام نکرد که درآمد سالانه تکرارشونده ریپلیت یا ARR دقیقاً چه میزان است. این شاخص معمولاً برای برآورد درآمد سالانه حاصل از قراردادهای اشتراکی و تکرارشونده استفاده میشود. بنابراین، درصدهای اعلامشده تصویری از تغییر ترکیب درآمد ارائه میکنند، اما برای ارزیابی اندازه واقعی کسبوکار و سرعت رشد آن کافی نیستند.
چرا عملکرد مدل هوش مصنوعی تنها معیار انتخاب نیست؟
اظهارات مسعد درباره نقش هزینه، عملکرد و همکاری تجاری نشان میدهد که انتخاب مدل هوش مصنوعی برای شرکتهایی مانند ریپلیت تصمیمی چندبعدی است. حتی اگر یک مدل در آزمایشهای فنی عملکرد مطلوبی داشته باشد، هزینه اجرای آن در مقیاس بالا میتواند بر سودآوری سرویس تأثیر بگذارد. در مقابل، مدلی با هزینه کمتر ممکن است برای برخی وظایف مناسب باشد، اما اگر خروجی ضعیفتری تولید کند، هزینه اصلاح خطاها و نارضایتی کاربران میتواند مزیت اولیه را کاهش دهد.
در پلتفرمهای کدنویسی هوش مصنوعی، معیارهای مهم تنها به تولید یک قطعه کد محدود نمیشوند. مدل باید بتواند درخواست کاربر را بهدرستی بفهمد، ساختار پروژه را حفظ کند، چندین فایل را هماهنگ سازد، خطاهای احتمالی را تشخیص دهد و در صورت لزوم تغییرات قبلی را اصلاح کند. کیفیت عملکرد در چنین فرایندهایی میتواند تجربه کاربر را به شکل محسوسی تغییر دهد.
از سوی دیگر، پایداری سرویس، سرعت پاسخگویی، محدودیتهای استفاده، امکان مدیریت دادهها و شرایط قرارداد نیز بر انتخاب تأمینکننده تأثیر میگذارند. برای شرکتی که هزاران کاربر را به خدمات هوش مصنوعی متصل میکند، حتی تغییر نسبتاً کوچک در هزینه هر درخواست ممکن است در مقیاس کلان به تفاوت مالی قابل توجهی منجر شود.
به همین دلیل، تصمیم ریپلیت، در صورت تأیید نهایی پایان همکاری، میتواند نمونهای از رقابت گستردهتر در بازار زیرساختهای هوش مصنوعی باشد؛ بازاری که در آن شرکتها برای جذب توسعهدهندگان باید هم کیفیت فنی و هم اقتصاد استفاده از مدلهای خود را بهبود دهند.
امنیت و محیط مناسب برای فعالیت عاملهای هوش مصنوعی
یکی دیگر از موضوعاتی که مدیرعامل ریپلیت در سخنان خود مطرح کرد، ضرورت ایجاد سازوکارهای ایمنی مناسب برای عاملهای هوش مصنوعی بود. عامل هوش مصنوعی یا AI Agent میتواند مجموعهای از وظایف را با اتکا به مدل هوش مصنوعی و ابزارهای نرمافزاری انجام دهد؛ برای مثال، کد تولید کند، فایلها را تغییر دهد، خطاها را بررسی کند یا مراحل مختلف ساخت یک اپلیکیشن را به اجرا درآورد.
مسعد برای توضیح نیازهای این عاملها، از مفهوم زیستگاه یا محیط مناسب استفاده کرد. به گفته او، همانطور که انسان برای انجام کار به محیطی مناسب، امکانات و ابزارهای لازم نیاز دارد، عاملهای هوش مصنوعی نیز برای فعالیت مؤثر باید در محیطی با زیرساخت مناسب مستقر شوند.
او هماهنگسازی فرایندها، بازیابی پس از خطا، امنیت، جداسازی محیط اجرا، شبکه، هویت و مدیریت مجوزها را از عناصر مهم این زیرساخت دانست. این قابلیتها بهویژه در ابزارهایی اهمیت دارند که به عامل هوش مصنوعی اجازه میدهند کد اجرا کند، به فایلها دسترسی داشته باشد یا تغییرات گستردهای در یک پروژه ایجاد کند.
برای مثال، جداسازی محیط اجرا یا Sandbox میتواند فعالیت یک فرایند را از بخشهای حساس دیگر سیستم جدا نگه دارد. مدیریت هویت و مجوزها نیز کمک میکند عامل تنها به منابعی دسترسی داشته باشد که برای انجام وظیفه خود به آنها نیاز دارد. همچنین سازوکارهای بازیابی خطا میتوانند در صورت بروز مشکل، از گسترش اختلال به بخشهای دیگر جلوگیری کنند.
با افزایش توانایی عاملهای هوش مصنوعی در انجام وظایف پیچیده، طراحی چنین لایههایی اهمیت بیشتری پیدا میکند. خروجی یک مدل ممکن است از نظر ظاهری درست به نظر برسد، اما اجرای آن بدون محدودیتهای امنیتی مناسب میتواند به حذف دادهها، افشای اطلاعات یا ایجاد اختلال در سرویس منجر شود. بنابراین، استقرار امن عاملها به ترکیبی از مدل مناسب، ابزارهای کنترلی، نظارت و زیرساخت قابل اعتماد نیاز دارد.
آینده رقابت میان ریپلیت، آنتروپیک و OpenAI
رویداد اخیر بار دیگر نشان داد که رقابت در بازار هوش مصنوعی تنها میان شرکتهای سازنده مدلها جریان ندارد. پلتفرمهایی که این مدلها را به ابزارهای کاربردی برای توسعهدهندگان و کسبوکارها تبدیل میکنند نیز نقش مهمی در تعیین مسیر بازار دارند. شرکتهایی مانند ریپلیت باید میان کیفیت مدل، هزینه استفاده، نیازهای کاربران و قابلیت اطمینان سرویس تعادل برقرار کنند.
برای آنتروپیک، حفظ حضور در پلتفرمهای توسعه نرمافزار میتواند به گسترش استفاده از مدلهای Claude کمک کند. برای OpenAI نیز همکاری با ابزارهای کدنویسی فرصتی برای دسترسی به توسعهدهندگان و کاربران سازمانی فراهم میکند. در همین حال، ریپلیت میتواند با ارزیابی مدلهای مختلف و انتخاب گزینههای متناسب با نیاز خود، وابستگی به یک تأمینکننده واحد را کاهش دهد؛ البته این راهبرد به هزینههای یکپارچهسازی و مدیریت چند مدل نیز وابسته است.
در حال حاضر، مهمترین نکته این است که اظهارات مدیرعامل ریپلیت درباره پایان همکاری با آنتروپیک با گزارشهای دیگری که از ادامه استفاده از مدلهای این شرکت حکایت دارند، در تعارض است. اطلاعات مربوط به رشد درآمد سازمانی و تأکید بر ایمنی عاملهای هوش مصنوعی نیز نشان میدهد که راهبرد ریپلیت تنها به انتخاب یک مدل محدود نیست و توسعه کسبوکار، زیرساخت و امنیت در کنار عملکرد فنی اهمیت دارند.
برای دنبال کردن اخبار بیشتر درباره هوش مصنوعی، شرکتهای فناوری و تحولات صنعت نرمافزار، به ایران نت مراجعه کنید.
“`